روزمره هامو باید از خیلی وقت پیش شروع کنم از قبل عمل .![]()
جونم براتون بگه که روز دوشنبه جناب مریض یعنی بنده با پای خودم با مامان رفتم بیمارستان ![]()
و تشکیل پرونده دادیم و بهمون گفتن شب باید بستری شی از اون طرف هم حامدم راه افتاده بود و شب میرسید
دیگه جاتون خالی مامان رفت از بیرون غذا گرفت و خوردیم و حوالی 10 بود که حامدم اومد و چون نمیذاشتن
مرد پیشم باشه توی محوطه با اون لباس خنده دارم همو دیدیم
و گلم رفت خونه مامان که استراحت کنه تا فرداش...
فرداش یعنی سه شنبه ماساعت 5 با صدای ونگ نگ یه بچه که تخت بغل بود بیدار شدیم آخه بخش اطفال جدا نبود ![]()
دبگه ساعتای 8 مامان رفت واسم لباس اتاق عمل خرید و ساعت 9 بنده با سلام و صلوات رفتم اتاق عمل
.راستش تا قبل اون اصلا نمیترسیدم اما اونجا رو که دیدم و اون رنگ سبز لعنتی که همه جا بود وحشتمو چند برابر کرد داخل که رفتم دکترم تومد بالای سرو و کلی دلداریم داد اما فایده نداشت انگار عمل قلب بود شونصد تا دکتر ریختن بالای سرم و بهد هم ماسک بیهوشی و دیگه هیچی نفهمیدم ...![]()
وقتی چشامو باز کردم ساعت 12 بود گیج میزدم اول نفهمیدم کجام اما وقتی اب گلومو قورت دادم همه جی رو فهمیدم سه ساعت بیهوش بودم و الانم تو ریکاوری بودم ![]()
فکر کنم 12:30 بود که کاملا هوشیار شدم و اوردنم بیرون که اونجا هم گلم و مامان و داداشم و .. انتطارمو میکشیدن
از اون زمان بود که دردای من شروع شد منم که اینقدر تیتیش مامانیم خیلی اذیت شدم
بعد بیرون اومدن باید کیسه های یخ میذاشتم رو گلوم تا خون ریزی نکنه حرف هم که ممنوع بود ![]()
فرداش مرخص شدم اما تازه درد هام شروع شد اخه تو بیمارستان با مسکن ها اروم بودم اما خونه که اومدم حی توی بلند شدن هم مشکل داشتم چه برسه به غذا خوردن و حرف زدن ![]()
اما این میون بیشتر از همه حامدم اذیت شد هم باید نق نق های منو تحمل میکرد هم شربتامو به موقع میداد
هم نصفه شبا حواسش بهم میبود تا سرفه نکنم ...
تا یک هفته غذام سوپ و شیرو بستنی بود اونم به زور دیگه بعد از یک هفته تازه دارم حرف میزنم یک کم و غذا هم کمی میخورم ...
اینم از شرح بیماری من ![]()
دیشب هم حامدم برگشت سر کارش و قلب منم با خودش برد...

خیلی طولانی شد ببخشید
پ ن 1: عزیزم ازت ممنونم که توی این شرایط سخت پیشم بودی
دوست دارم

پ ن ۲:دریا جون وبلاگت چرا باز نمیشه؟![]()
پ ن ۳:در راستای امر دوست داشتنی کادو گرفتن برای سالگرد ازدواج من یه بوت یه شلوار و یه سکه و جناب همسر خان هم یه شلوار و یه تی شرت دیزل دریافت نو مودند![]()

<

